close
چت
داستان سلفی من دوستان با مرگ
در شبکه های اجتماعی هوادار ما باشید
صفحه اصلیتالار گفتمانآرشیوعضویتورودنقشه سایتخوراکتماس با مافروشگاهمترجم قالب
نظرسنجی
نظر سنجی دوم
موضوعات
  • سلامت
  • خانواده
  • گردشگری
  • ورزش
  • تکنولوژی،کامپیوتر و موبایل
  • تاریخ وفرهنگ وهنر
  • آموزشی
  • اقتصادی ، اجتماعی
  • اس ام اس
  • اخبار
  • ابزار وبلاگ نویسان
  • ضمائم
  • تیتراژ
  • آرشیو
  • 1395
  • 1394
  • 1393
  • 1392
  • 1391
  • 1390
  • آخرین کاربران
    لینک های روزانه
    لینک های دوستان
    نظرسنجی
    جنسیت شما ؟


    پیشنهاد



    داستان سلفی من دوستان با مرگ

    204 بازدید شعر ،داستان و ادبیات ,
    لایک: نتیجــــه : 0 امتیــــاز توســـط 0 نفـــر ، مجمـــوع امتیــــاز : 0
    من و جلال و فرهاد دوستان قدیمی بودیم و با هم زیاد به تفریح و گشت و گذار می‌رفتیم. اغلب آخر هفته‌ها را به گشت و گذارهایمان اختصاص می‌دادیم. چهارم تیر هم یکی از همان آخر هفته‌هایی بود که برایش نقشه کشیده بودیم. با هم قرار گذاشتیم جمعه بعدازظهر به کوه قله افوس در شهرستان فریدن استان اصفهان برویم. همه چیز خیلی خوب شروع شد. مثل همیشه همه پر انرژی به طرف مقصد رفتیم و در زمانی که در مسیر بودیم به شوخی و خنده گذشت. با وجود این شروع فوق‌العاده، فکر می‌کردیم که این سفر از همیشه بهتر است اما حیف که نشد

    به کوه افسون رسیدیم و بساط را پهن کردیم. هرکدام به کاری مشغول شدیم. یکی فرش را روی زمین پهن می کرد و وسایل را از ماشین بیرون می آورد، یکی مشغول درست کردن آتش برای کباب کردن گوشت بود و دیگری هم گوشت ها را آماده کباب شدن می کرد. جلال و فرهاد در همان حال که مشغول انجام وظایفشان بودند، مدام با هم شوخی می کردند و سربه سر هم می گذاشتند. صدای خنده هایمان خیلی بالا رفته بود و خیالمان راحت بود که در نزدیکمان کسی نیست که صدایمان اذیتش کند.

    بعد از دقایقی کباب ها درست شده بود و جلال سفره را پهن کرد و فرهاد هم غذا را داخل سفره گذاشت. هر سه نفرمان سرخوش از درست کردن غذایی خوشبو و شاید خوش طعم بودیم که جلال پیشنهاد کرد که یک عکس دسته جمعی بگیریم و وقتی به خانه برگشتیم آن را در فضای مجازی بگذاریم. دوربین گوشی تلفن همراه را طوری تنظیم کردم که هر سه نفرمان در کادر عکس جا شویم. تا خواستم دکمه را فشار دهم جلال از جایش بلند شد و گفت: اینجوری اصلا معلوم نیست که به کوه آمدیم برای شکار. صبر کنید تفنگ را بیاورم که یک عکس با تفنگ بگیریم که حداقل معلوم باشد برای چی و به کجا آمدیم.

    ما از حرفش استقبال کردیم و او هم تفنگ را برداشت و همراه خودش آورد. قنداق تفنگ را به حالت عمود رو زمین گذاشت و لوله تفنگ هم به سمت بالا تقریبا نزدیک قلبش بود. دوباره گوشی را در دستم گرفتم و دوربین جلو را تنظیم کردم و جمله تکراری، «همه آماده! یک، دو، سه» را به زبان آوردم. با اتمام جمله به جای پخش شدن صدای فلشر در محیط، صدای مهیب شلیک گلوله پخش شد و جلال به زمین افتاد. من و فرهاد تا چند ثانیه بعد از شنیدن صدا هنوز نمی دانستیم چه اتفاقی افتاده است. همچنان شک زده بودیم. درک این موضوع آن هم آن قدر غیرمنتظره و ناگهانی برایمان سخت بود. وقتی به خودمان آمدیم متوجه شدیم که جلال اشتباهی دستش را روی ماشه تفنگ حرکت داده و قلب خودش را نشانه رفته است.

    هنوز هم باورم نمی شود که چگونه این اتفاق افتاد و روز خوبمان با چنین حادثه وحشتناکی به پایان رسید.

    کاش هیچ وقت تفنگ با خودمان نمی بردیم، کاش جلال نمی خواست که با تفنگ عکس بندازد، کاش تفنگ پر نبود و کاش...

    منبع:روزنامه جام جم

    برچسب ها :


    پست های مرتبط :


    ارسال نظر
    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتی

    تفریحی
    پیشنهاد 2






    ویترین فروشگاه
    پخش زنده فوتبال
    مطالب پربازدید
    بازی انلاین مجله
       
       
    ورود به سایت
    ارتباط با مدیر
    آمارگیر
      آمار مطالب
      کل مطالب : 3266
      کل نظرات : 77
      آمار کاربران
      افراد آنلاين : 8
      تعداد اعضا : 26
      آمار بازديد
      بازديد امروز : 599
      بازديد ديروز : 1,920
      بازديد کننده امروز : 47
      بازديد کننده ديروز : 128
      گوگل امروز : 2
      گوگل ديروز: 29
      بازديد هفته : 5,152
      بازديد ماه : 21,240
      بازديد سال : 302,603
      بازديد کلي : 2,616,655
      اطلاعات شما
      آي پي : 54.196.2.131
      مرورگر :
      سيستم عامل :
    مطالب جدید
    • بهترین چربی سوزترین نوشیدنی جهان
    • راحت ترین راه برای درمان بوی بد دهان
    • با این رژیم تا عید 10 کیلو کم کنید
    • روش های برای سفت کردن پوست صورت
    • روش تهیه مارگاریتا پیتزایی مخصوص گیاهخواران
    • با پوست تخم مرغ چیکار میشه کرد
    • 15 روش برای مدیریت دعواهای زن و شوهر
    • راهنمای شناخت شامپوی مناسب برای موی شما
    • خوراکی های ضد سرماخوردگی
    • 11 راههای فوق العاده برای تقویت حافظه
    مطالب پربازدید
    • 23 روش براي از بين بردن لكه از روي پارچه
    • روشن کردن پوست با آب لیمو ، چرا و چگونه
    • اس ام اس فلسفی و جملات معنادار زیبا
    • طرز تهیه بیسکویت کوکیز
    • شش تاثير باور نكردنيه خيار بر پوست شما
    • طرز تهیه مربا و شربت شاتوت
    • داستان من و بابا و مامان
    • جدیدترین قوانین کسر خدمت سربازی
    • وب‌سايت خود را تحليل كنيد
    • طرز تهیه شیرینی توپی
    • طرز تهیه شیرینی پفکی شکلاتی
    • پنکه و ساختمان آن
    • آموزش تزیین انواع میوه شب یلدا
    • راه حل ساده برای خارج کردن آب از گوش
    • ضميمه چارديواري روزنامه جام جم شماره 466
    مطالب تصادفی
    • روحیه قوی‌تری داشته باشیم
    • سبزی هایی علیه آلرژی
    • زيتون، دشمن پوكي استخوان
    • ضميمه قاب كوچك شماره 369
    • موفقیت به سبک علی بابا و چهل دزد شانگهای
    • عیدانه اول اسفند در حساب ایرانیان
    • مقابله با سرماخوردگي
    • ساعت آفتابی
    • آيا فال در زندگي‌تان تاثير دارد؟
    • راهکارهایی برای داشتن آرمش و حال خوب